بلاگ ها

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به بلاگ ها بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف بلاگ ها این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer A face in the scales of silence

- بیا!
وقت رفتن است!
اینکه سرزمین جدید با خود چه دارد را نمی دانم.
اینکه داستان چیست را هم نمی دانم.
اما کاش بعدی مقصد باشد.
از این همه نرسیدن خسته ام.
از این همه وجود نداشتن،
از این همه تلاش کردن و تعلق نداشتن خسته ام!

+ و باد دوباره برگ را در آغوش کشید و برد.
به سرزمین های دور.

+ برگ رسیدن می خواست و باد رقصیدن با او را.
راستش نمی دانم برگ متعلق به کدام دنیا بود که در برزخ باد گیر افتاده بود.
شاید آرامش برگ در به مقصد نرسیدن بود.
شاید باد سرزمین واقعی او بود.
نمی دانم.
تنها این را می دانم که سالیان درازیست که برگ و باد همسفرند.

کلمات کلیدی: دانم ,باد ,برگ ,نمی ,سرزمین ,نمی دانم ,از این ,این همه ,خسته ام ,بود شاید ,از این همه

clear_all آخرین مطالب این وبلاگ

clear_all آخرین ارسال ها

keyboard_arrow_up